تبليغاتX
ما این نتیجه انتخابات را که حاصل یک کودتا بود به هیچ وجه قبول نداریم و تا پس گرفتن حقمان مبارزه می کنیم. ای بسیجی چشمانت را باز کن که دوزخت نزدیک است آن خس و خاشاک تویی ، پست تر از خاک تویی شور منم نور منم ، مغلوب رنجور منم زور تویی کور تویی ، هاله ی بی نور تویی دلیر بی باک منم ، وارث این خاک منم سایه خفاش تویی ، مردک کلاش تویی زنده به سوگند منم ، خسته ز هر بند منم زنده به بیداد تویی ، گل داده بر باد تویی جنبش دوران منم ، رفته به میدان منم مفسد فی الارض تویی ، غاصب بی مغز تویی آرش بی باک منم ، کمان به افلاک منم فریب و انکار تویی ، گرگ زیانکار تویی خشم منم سبز منم ، خروش البرز منم ظالم و سفاک تویی ، دروغ این خاک تویی

امیر اقتنائی

واقعا نمی دانم از کجا باید گفت و یا حتی نوشت. ابعاد وقایع -و یا شاید بهتر باشد بگویم فجایع- اخیر آنقدر گسترده و متنوع بوده که به واقع زبان از توصیفشان باز می ماند. رخدادهایی که نظایرشان را تنها در کتب تاریخی خوانده، در فیلمها دیده و نهایت امر در اخبار رسانه ها از ینگه دنیا دریافته بودیم، امروزه در حالی به آسانی در گوشه گوشه این خاک خودنمایی می کنند، که گویی جزئی از ارزشهای اسلامی اند و فضایل انسانی!!!

همواره در موقعیتهای متعدد به این گزاره "کارل مارکس" برخورده بودم که:«انقلاب فرزندان خود را می بلعد» و به دفعات مصادیق این تئوری را در کتابها و مقالات متعدد درک کرده بودم، اما هرگز تصور نمی کردم که روزی این تئوری به خود من نیز به تجربه اثبات گردد. به گونه ای که؛ بسیاری از آنانی که الگوی نظری و عملی تعداد بیشماری از هم نسلان من و یا حتی خودشان به شمار رفته، و هر کدامشان جزئی از رزومه نظام جمهوری اسلامی به حساب آمده، و طبیعتا صفحاتی از تاریخ این مملکت را بخود اختصاص داده، قطع به یقین نیز منشاء اثراتی -مثبت یا بعضا منفی- برای آن بوده اند، اکنون در انتظار اثبات خیانت خود به نظام و کشورشان، توسط اشخاصی هستند که کوچکترین موردی از حضور آنان در حساسترین روزهای این کشور -که مدام داعیه حراست از آن را دارند- به چشم نمی خورد.

براستی چقدر تلخ و دردآور است اندیشیدن به اینکه یک ملت در طول سه دهه، رخدادها و بحرانهای متعددی چون؛ انقلاب 57 و پس از آن جنگی تمام عیار را از سر بگذرانند و در این مسیر هزینه هایی گزاف -چه جانی و چه مالی- را نیز متحمل شوند، اما آن زمان که هنگامه بهره مندی آنان از نتایج این استقامتهاست، بنا به زور و اجبار باید تاراج دستاوردها، استحاله ارزشها، مصادره آرمانها و پرپر شدن جوانهایشان را به نظاره بنشینند و اسفبارتر؛ پدید آمدن احساسی در آنهاست، مشابه آنچه قبل از انقلاب 57 دریافته بودند و به دنبال آن ابراز ندامت از پیمودن این راه سی ساله. چه شخص یا اشخاصی مسئولیت این دستاورد را بر عهده می گیرند؟

به یاد می آورم روزی از روزهای منتهی به بیست و چهارم اسفند ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش(روز برگزاری انتخابات مجلس هشتم) را، که از سوی دفتر سیاسی استانداری خراسان رضوی به همراه تعدادی دیگر از فعالین سیاسی(از طیفهای مختلف) به محل استانداری دعوت شدیم. از قضا جلسه بدی نبود -حداقل برای بیان نظرات- . بر خلاف بسیاری از جلساتی از این دست جنبه تبلیغاتی نداشت و سخنرانان آن هم از میان جریانات مورد پسند -از قبل- انتخاب نشده بودند. گویی بیشتر جنبه مشورتی داشت و به هر دلیلی آقای آصفی(مدیر کل سیاسی وقت استانداری) -گویا به نمایندگی از دیگر مسئولین- آمده بود تا پس از ایراد خطابه ابتدایی جلسه، شنونده هم باشد.

در آن جلسه، تحلیلی را تحت عنوان "حذف لایه به لایه" از فضای جامعه ایران ارائه نمودم، که به نوعی مبنای بیانیه انتخاباتی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای فردوسی و علوم پزشکی مشهد در آن سال گردید و چند مقاله دانشجویی نیز بر اساس آن در نشریات دانشجویی آن زمان به رشته تحریر درآمد. بر اساس این تحلیل، که سعی داشتم تصویری از قشربندی موجود در جامعه ایران را در بستر یک فرآیند تاریخی به تصویر کشم، ابراز داشتم: «بنده بر این باورم که در انقلاب ایران، بخشی از جامعه، بر بخشی دیگر -فارغ از نسبت بینشان- چیره گردید. سپس عده ای از اعضای بخش مغلوب به قواعد تعیین شده توسط بخش غالب تن داده و به گذران زندگی روزمره خود پرداختند و عده ای از آنان نیز به ترک ایران مبادرت ورزیدند(یادآور می شوم که منظور از دسته بندی افراد جامعه به دو بخش غالب و مغلوب، اشاره به مخالفین شاه از یک سو و طرفداران او از سوی دیگر می باشد). از آن پس شاهد رقابتی درونی در میان اعضای بخش غالب -که طبیعتا اداره امور کشور را در عرصه های گوناگون در دست داشت- بودیم. در اثر این رقابت، هر روز قسمتی از افراد این بخش حذف شده و یا به عبارتی از دایره خودی ها بیرون می افتادند... . خروج نیروهای مشارکت کننده در انقلاب، با اقدامات سازمان مجاهدین خلق آغاز، و با استعفای دولت موقت، خانه نشینی نیروهای خط امام، رد صلاحیت فله ای اصلاح طلبان و ... ادامه یافت. تا آنجا که حزبی چون؛ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران که روزگاری، خود، قائل به تئوری "خودی و غیرخودی" بود و با طرح این تئوری، خود را در دایره خودی ها تعریف می کرد نیز به بیرون از این دایره رانده شد و در میان غیرخودی ها جای گرفت». در ادامه ابراز نگرانی نمودم که: «نمی دانم این فرآیند حذفی، تا به کی قرار است ادامه داشته باشد، اما خوب می دانم که این پروسه(حذف لایه به لایه) حاصلی جز هر چه محدودتر شدن دایره خودی ها و در مقابل گسترده تر شدن دایره غیرخودی ها نخواهد داشت...». و حتی اعضای حاضر در جلسه را از عواقب جبران ناپذیر این روند تحذیر دادم و در پایان گفتم: «ترس من از فرا رسیدن آن روزی است که تنها چند نفر تحت عنوان "خودی" بر مسند اداره امور بنشینند و در مقابل، شاهد خیل عظیمی از مردم باشیم که عنوان "غیرخودی" را با خود یدک می کشند(مردمی که در صورت دارا بودن یکسری از مولفه ها، می توان نام "ملت" نیز بر آنها نهاد)».

گاهی اوقات به وقوع پیوستن پیش بینی های اجتماعی می تواند -حداقل برای پیشگویش- مسرت بخش و شادی آفرین باشد، اما یقینا حدوث پیش بینی هایی از این دست -برای من- جز افزون شدن درد و حسرت، هیچ چیز به دنبال نداشته و نخواهد داشت. براستی چقدر تلخ و دردناک است، شنیدن تائید وقوع "حذف لایه به لایه" از زبان میرحسین موسوی -در اولین مصاحبه ویدئویی اش، بعد از انتخابات- آن هنگام که صحبت از دچار شدن نظام به نوعی "کرختی جذام وار" به میان می آورد که هر روز تکه ای از آن جدا می شود، بدون آنکه خود بفهمد. صادقانه بگویم: تاکنون تواردی نظری از این تلختر در کامم ننشسته بود.

وقتی موسوی، کروبی و یا حتی خاتمی مسئول ناامنی ها خوانده می شوند! وقتی بهزاد نبوی-این چریک پیر- ، میردامادی-برادر محسن تسخیر سفارت آمریکا- ، تاجزاده، رمضان زاده، صفایی فراهانی، ابطحی و ... که هر یک عهده دار نقشهایی کلیدی در همین حکومت بوده اند، به عنوان عوامل نابسامانیها در مقابل انظار مردم به دادگاه آورده می شوند! وقتی حتی مراجع تقلید نیز از آماج حملات در امان نیستند! وقتی...! وقتی...! وقتی...! دیگر دکتر(زیدآبادی) و عبدالله(مومنی) که جای خود دارند. اینان هیچگاه نه در حکومت شریک بودند، نه می خواستند و نه می توانستند. چرا که پیشتر، اسلافشان را از دایره خودی ها بیرون رانده بودند و گویی در این کشور، یک بار سلب صلاحیت از یک تفکر مترادف است با وضع قانونی ابدی برای همه اعصار و قرون، بی آنکه کوچکترین توجهی به سیر تحولی جامعه و نیازهای مردمش بیندازند.

از دکتر گفتم، نه به خاطر اینکه دبیرکل سازمان متبوعم است. بلکه او را پیش از اینها نیز به عنوان انسانی والا، شریف، صبور، عالم و بی ادعا می شناختم، که علیرغم تمامی محرومیتهای علمی و شغلی، همواره به چیزی جز خیر عمومی نمی اندیشید. به واقع، اندیشیدن به اینکه بر او چه رفته است در زندانی که خودش آن را به قبر تشبیه می کند، تا حدی که او را وادار به فریاد زدن می کند و اقدام به خودکشی، قلب من و همه دوستانم را -که حتی یکبار هم صدای بلند او را نشنیده ایم- در سینه می فشارد. مگر می شود یک انسان را صرف دارا بودن نگاهی متفاوت و ابراز آن تنها با قلم و بیان، از طبیعی ترین حقوق انسانی اش -که همانا پیگیری دغدغه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اش است- محروم نمود؟! آن هم دکتر زید را که حیات و مماتش در گرو اندیشه و قلمش می باشد. آری، طبیعتا او این خواسته بازجویان را هرگز نمی توانست بپذیرد، اما دادگاه که می توانست!!! و عبدالله. آه... . دلم لک زده است برای "داش امیر" گفتنش. برای این دوست و برادر قدیمی چه می توان گفت. برای او که از جوانیش هیچ نفهمید. بهترین روزهای عمرش را یا در تکاپو و اضطراب بود و یا در دادگاه و زندان. براستی او تقاص چه چیز را پس می دهد؟! تقاص انسان دوستی و وطن پرستی را؟! تقاص ترجیح ماندن بر رفتن را؟! تقاص به دوش کشیدن بار امانت برادر شهیدش را؟! تقاص شرکت در انتخابات -و ترغیب مردم به مشارکت- و تحریم نکردن را؟! تقاص چه چیز را؟! یادت هست عبدالله، سال 84 که در مجموعه دفتر تحکیم وحدت بحث عدم شرکت در انتخابات را مطرح کردیم و بر آن پای فشردیم، چقدر نازمان را کشیدند! و اکنون که در تنور انتخابات دمیدیم...!!! چگونه می توانند نقش ما و همفکرانمان را در میزان مشارکت مردم در انتخابات نادیده بگیرند؟! چطور می شود که تا آخرین ساعات روز 22 خرداد 88 همه ما را با عناوینی چون؛ مردم همیشه در صحنه، ملت ایران، پشتوانه نظام و ... خطاب کنند و از صبح فردا، به چشم اغتشاشگر، برانداز، خس و خاشاک و ... به ما بنگرند؟! در کجای دنیا؟! کجای تاریخ؟! کجای ایران؟! کجای اسلام؟! اینگونه بوده است.

مخلص کلام؛ بر تمامی آنانی که دل در گرو دین و ملت دارند و در این مسیر به چیزی جز منافع ملی -به معنای خیر همگانی- نمی اندیشند، لازم و واجب است، فارغ از هیاهوها و جنجالهای سیاست بازان و اقتدارگرایان -که گویی دامن زدن به این اضطراب اجتماعی نشات گرفته از فضای پلیسی و امنیتی، ضامن بقاء و تضمین کننده مطامعشان است- توجه خویش را معطوف به این فرآیند حذفی -که متاسفانه، دیگر برای مردم نیز عینی و ملموس گردیده- نموده و راهکاری برای بازتولید و یا بازسازی اعتماد عمومی آسیب دیده و یا بعضا از دست رفته جامعه بیاندیشند.

در آستانه عید سعید قربان، از پیشگاه خداوند رحمان، سعادت به قربانگاه بردن نفوس اماره را برای همگان خواهانم.

 امير اقتنائي - مسوول شعبه خراسان سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحکيم وحدت)


¤ نوشته شده توسط sabzandish در يكشنبه 8 آذر 1388 ساعت 06:06
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

مهیار امینی

در حالی که دولت احمدی نژاد روز به روز در عرصه بین المللی منزوی تر میشود، شاهد سفرهای خارجی مکرر وی به کشورهای دور و نزدیک هستیم. شاید هنوز کسانی باشند که به علت عدم دسترسی به رسانه های مستقل، این سفرها را نشانه رشد روابط خارجی دولت تصور کنند، اما میزبانی برخی دولتهای خارجی از احمدی نژاد، چیزی جز فرصت طلبی دولتها و قدرتهای دست چندم در عرصه رقابت آمیز بین المللی نیست.

پس از افشای فعالیت اتمی مخفیانه ایران در سایت قم، روابط مسکو و تهران رو به سردی گرایید. این روند با توافق آمریکا و روسیه در مورد پایگاه موشکهای رهگیر در اروپای شرقی تشدید شد و با قطعی شدن عدم تحویل موشکهای اس 300 به ایران و تعویق مجدد افتتاح نیروگاه بوشهر، انزوا و تنهایی مفرط دولت کودتا را آشکار کرد. در چنین شرایطی بود که احمدی نژاد از فرصت نشست کشورهای اسلامی در ترکیه استفاده کرد و یک سفر بی حاصل به آن کشور را تدارک دید، اما سفر به آن کشور و برزیل را با توجه به اوضاع کنونی میتوان از سه جنبه مورد توجه قرار داد.

جنبه اول و مهم ترین جنبه این سفر ها، نفس سفر است که سفرهای احمدی نژاد را به سفر برای سفر تبدیل میکند. در واقع تفکر حاکم بر دولت، علاقه وافری به ظواهر و جنبه های شکلی مسائل سیاسی داشته و دارد و تصور میکند دست دادن دو مقام در برابر خبرنگاران و درخشش مکرر فلش دوربینها یعنی بسط نفوذ و قدرت بین المللی! این امر با اغراق در مورد کمیت توافق نامه های امضا شده، پیامی به اقلیت هوادار دولت است که روحیه آنها را حفظ کند. جنبه دوم این سفرها، پیامی است به غرب، تا آنها دریابند که با یک دولت به کلی نابخرد و "ترمز بریده" مواجه هستند که از حراج و تاراج منافع ملی، هیچ ابایی ندارد. کافی است تصاویر سفر هیئت چند صد نفره ایرانی به برزیل، به عنوان مثال با تمرکز بر روی آقای جوانفکر، مرور شوند. کاملا واضح است که جوانفکر هیچ کار خاصی در آنجا ندارد و فقط به این خاطر آنجا هست که یکی از صندلی های ردیف جلو، خالی نماند. باید اذعان کرد که دولتهای مقتصد و پاسخگو در غرب از مشاهده چنین نابخردی دچار ترس و نگرانی میشوند و عزم خود را برای تضعیف دولت احمدی نژاد جزم میکنند. جنبه سوم این سفر، تلاش برای تاثیر گذاشتن و تحریک دوستان دیرین، یعنی روسیه و چین است. در حقیقت بازی کردن با قدرتهای درجه دوم، سیاستی بود که در بیست سال اخیر، همواره با اسامی مختلف، از طرف رهبری بر دستگاه دیپلماسی کشور تحمیل شد تا دیپلماتهای ایرانی و کارشناسان خدوم وزارت خارجه مشغول باشند. این روابط معمولا از طرف قدرتهای درجه دوم مورد استقبال قرار میگیرد، چرا که یک بازی برد-برد برای آنهاست: از یک طرف یک دولت غیر مسئول و ترمز بریده آمادگی خود را برای بذل و بخشش ذخایر طبیعی و گشودن بازار خود بر روی مصنوعات بی کیفیت آنها، اعلام میکند و از طرف دیگر سفر احمدی نژاد این فرصت را در اختیار آنها قرار میدهد که با اسرائیل و قدرتهای غربی از موضع یک قدرت فرامنطقه ای وارد تعامل شوند؛ به عنوان مثال بعد از سفر احمدی نژاد به ترکیه، اسرائیل در نشست مشترک تجاری دو کشور، امتیازات زیادی به تجار و فن سالاران ترکیه عرضه کرد تا متحد خود را از نزدیک شدن به ایران بر حذر دارد. همچنین با قطعی شدن سفر احمدی نژاد به برزیل، شیمون پرز و محمود عباس، پیش از او به برزیل سفر کردند و بعد از پایان سفر احمدی نژاد، سارکوزی عازم برزیل شد تا تحرکات بین المللی احمدی نژاد مهار شود. در این شرایط علاوه بر فرصتهای اقتصادی قابل توجه، برزیل میتواند از فرصت استفاده کرده و در روند صلح خاور میانه هم به ایفای نقش بپردازد.

به این ترتیب ملاحظه میشود که قدرتهای درجه دوم بین المللی و منطقه ای، میزبانی از احمدی نژاد را فقط به عنوان یک فرصت برای بهبود موقعیت خود در تعامل با قدرتهای تراز اول ارزیابی میکنند و هدف اساسی آنها ارتقا و تحکیم موقعیت خود در ساختار رقابت آمیز روابط بین الملل است و از این نظر نزدیکی با دولت احمدی نژاد، فقط ترفندی است برای تحکیم موقعیت خود در ساختار نظام بین الملل و مفاهیمی مثل مهر و دوستی بین دو کشور هرگز باعث نخواهد شد که این دولتها اصل بازی را نادیده گرفته و حاضر به پذیرش انزوای بین المللی شوند. هرچند در این میان نقش و موقعیت روسیه (به خاطر همسایگی با ایران) بسیار پیچیده است و در این فرصت امکان تشریح آن نیست، اما روسها نهایت سوء استفاده را از روابط سودجویانه خود با ایران انجام داده اند و تداوم و تعمیق این "دوستی" در حال حاضر یک انتخاب برای روسیه است که در برابر جریان غالب در جامعه بین المللی بایستد و خطر انزوا را به جان بخرد، یا این که با آن جریان همراه شود. به نظر میرسد روسها مدتی است که انتخاب خود را کرده اند لیکن در مرزهای جنوبی خود منافع شیرینی دارند که باعث میشود در علنی کردن انتخاب خود، تعلل کنند.


¤ نوشته شده توسط sabzandish در يكشنبه 8 آذر 1388 ساعت 06:05
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

یدالله اسلامی

عملیات رمضان بود .با گروهی ا زدانشجویان پزشکی خودرا به جبهه های نبرد رسانیده بودیم .عملیات رمضان قرار بود همراه باشد با فتح بصره که نشد , بعد از آزادی خرمشهر  نبرد سرنوشت سازی بود  بگذرم که چه شد وچرا شد ؟بنا ی تحلیل رخدادهای جنگ را ندارم اگر چه باید روزی همه ابعاد آن ماجرا با زخوانی وبررسی شود تا درس های لازم گرفته شود .برای کمک وامداد رسانی به خط مقدم فراخوانده شدم سوار با آمبولانس وهمراه با راننده ای که کم هم نمی ترسید به خط مقدم رسیدیم .در سنگری نزدیک به خطوط دشمن نوجوانی بود که به آتش خمپاره شصت  هزار پاره آهن  درتن داشت وجسمی سوخته از سر تاپای. دیدنش تاب از آدمی می گرفت واز بس زخم برتن داشت بستن زخم کار ساز نبود , سوخته وشکسته جسمی داشت .گوشش به پرسش های ما بدهکار نبود .چشم ماهم از دیدنش آرام نداشت . او زیر لب زمزمه ای جاری داشت .گوش که می سپردیم از میان لب های سوخته می شنیدیم والعصر, ان الانسان لفی خسر.دیگر توان نگاه دوختن برلبانش که به جای چشمانش نگاه می کردند ا زما گرفته شده بود .اشک می ریختیم واورا برای درمان به پایگاهی که از خط مقدم کمی فاصله داشت می بردیم .او بسیجی بود .دلسوخته میهن وعاشق مردم وبه راستی عارفی بلند آوازه وگمنام .آن سوخته از خسران می گفت در حالی که همه چیزخودرا در راه دوست بردست گرفته بود .آن شب در دفترچه خاطراتم از او نوشتم واز خسرانی که ما می بریم وآن رهاشده از آن می گفت .اورا به بیمارستان بردند از سرنوشتش هیچ نمی دانم ولی آن جسمی نبود که درمانی دراو کار گر باشد .

در تپه های الله اکبر آن قدر از نامداران به خون نشسته وبی ریارا دیدم ودیدم که از نوشتن شرح بزرگی های آن روح های رها شده در مانده ام .روزهای هویزه غم انگیز ودردناک وجان باختگان نه در پی نام ونه برای نان که برای آزادی میهن وبزرگی ایران گام در میدان نبرد نهاده وپایداری را معنا می کردند .هنوز از قایق های شکسته وتن ها ی خسته یادها دارم .                           

در فاو شهیدی که  نامش آرمان بود وآرمانی بلند داشت ازسنگر بیرون شد وچون پوتین خویش نیافت با خنده ای گفت می روم واز سنگر عراقی ها برای خود پوتین می آورم  سوار بر موتور سیکلت به سوی کار خانه نمک رفت وچون باز آمد به وعده اش وفا کرده بود .سنگر ساز بی سنگری بود که شجاعت برازنده اش بود .صاف وبی ریا .پرتلاش وبی ادعا  .

در عملیات کربلای پنج در میان آتش انبوه ومتراکم دشمن یاران شهیدمان ایستادگی را اعتبار می بخشیدند .شهید عرب نژاد درمیان آن همه آتش وگلوله برای سرپا نگهداشتن خودروهای سنگین وراهسازی که راهگشای رزمندگان میهن بودند دمی آرام وقرار نداشت .توصیه ها ی دوستان برای به کار بستن اندکی احتیاط را به هیچ می گرفت که از کار باز ماندن هر دستگاه سنگینی  را خطر برای رسیدن به هدف های نبرد می دانست وبرسر همین ایستادگی وخدمت بی ریا جان باخت وشهیدی بلند آوازی شد .  

حضور درمیدان ها ی نبر د با وجود این پا کبازان بی ادعا وبی ریا سختی های جنگ را از یاد می برد وبرای آدمی خاطره های شیرین وبی همتا می ساخت .از آن روزها واز آن بزرگی ها خاطرات بسیار دارم که شرح ان ممکن نیست .                

سالها بسیج را آن چنان می شناختم .یک پارچه عشق وا مید , پاکی وصفا , پاکبازی , رها ازقید نام ونان , بی ادعای بی ادعا .

روز سی خرداد روز سختی بود .هنوز آمار درستی از شهیدان سبز سی خرداد دردست نیست .خبر های جسته وگریخته آمار وحشتناکی را ارائه می دهند .خبرهای دولتی هم که از اعتبار چندانی برخوردار نیستند .آیا واقعا آن روز بسیج درخیابان ها ی تهران بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فیلم های منتشره شده خشونتی عریان را در برابر دیدگان وحشت زده مردم به نمایش گذاشت .خشونتی ویران گر واعتبار برباد ده .آیا آن همه خشونت دردل بسیج شکل گرفته وریشه دوانیده بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از حادثه شوم حمله به کوی دانشگاه در شامگاه 24 خرداد وآنچه در آنجا گذشته است بسیار شنیده ایم .آیا بسیج میدان دار آن رخداد شوم بوده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روز سیزدهم آبان هم خشونتی بی سابقه را همگان به چشم دیدند .آیا بسیجیان را به پاداش مادی برای زدن ودستگیری مردم به میدان فرا خوانده بودند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اعتبار بسیج وبسیجیان به پایداری ومقاومت در برابر بیگانگان وهمدلی وهماهنگی با مردم ودفاع جانانه از وطن درهنگامه خطربوده است .این اعتبار به ارزانی وآسانی به دست نیامده است که کسی مجازباشد آن را این چنین ازبین ببرد ودر معرض تهدید وخطر قرار دهد .آنان که همه سرمایه های کشور در قمار انتخابات به بازی گرفته وبه هدر داده اند به اعتبار بسیج وحرمت خون شهیدن نیز رحم نکردند  .اینکه سرمایه ای چنین گرانقدر به سودای سودی چنین نا چیز وبی بها از دست داده شود نمی تواند متکی برخرد وتدبیر باشد .گاه بذر تردیدی افشانده می شود که دست هایی در صدد انتقام از پایداری بسیج هستند که اعتبارش را چنین به حراج گذاشته اند .شاید در لباس دفاع از بسیج این انتقام وحشتناک را از بسیج وبسیجیان می گیرند .

بسیج از بامردم ودرمیان مردم بودن جان می گیرد ومی ماند . جداشدن بسیج همانند دور شدن ماهی از آب است که نمی تواند بماند .چتر بسیج برسر همه مردم به هرمرام وعقیده ای بود واین به بسیج قدر واعتبار می داد .فروکاستن بسیج به حزب وگروه ودسته ای خاص یعنی آن اعتبار را برباد دادن وآن سرمایه را به یغما بردن . 

این روزها من به بسیجی می اندیشم که آگاهانه ویا نا آگاهانه   اعتبارش را در برابر مردم از او می گیرند .واین پا داش آن همه فداکاری وایستادگی نیست .دست اندرکاران وفرماندهان بسیج نیز رسالتی سنگین دارند که کیمیای بسیج را فدای هوسرانی سیاسی گروهی نکنند که مردم با آنها میانه ای ندارند .سخنی بود کوتاه ویادی از یارانی که رفتند واین روزهای دشواررا ندیدند


¤ نوشته شده توسط sabzandish در يكشنبه 8 آذر 1388 ساعت 06:03
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

        

"دیکتاتوری نعلین ، هزاران بار از دیکتاتوری چکمه خطرناکتر است"

مرحوم بختیار این جمله را در آخرین روزهای این تغییر نامیمون گفت و ما نشنیدیم . خمینی هم کتابی نوشت به نام " ولایت فقیه " و آنرا هم نخواندیم . ۵۷ شد و امروز سی و یک سال از آن میگذرد و به تخقیق و تجربه دریافتیم که چنین است .

امروز اما روز دیگریست . امروز همان نعلین به پا ها ، چکمه ای هم روی آن پوشیده اند و نتیجه شده است حکومت سپاهیان معتقد به نظام ولایی . و این دیگر مدلی جدید است که از هر دو بدتر است .

به باورم وقتی مهندس موسوی از احساس خطرش میگفت ، پرده بعد از نطق بختیار را میدید . پرده ای که بر سرمان آوار شده است و اینبار باید همه را یکجا کند .

چکمه و نعلین و نعلین در چکمه را .

دیکتاتوری بد است و بد تر از آن تن دادن به این فضا . همراه شو عزیز کین درد مشترک ، هرگز جدا جدا درمان نمیشود . قدم بعدی ، ۱۶ آذری سبز .

پ . ن . مصاحبه با بختیار (1364) که روزی گفته بود: "دیکتاتوری نعلین ، هزاران بار از دیکتاتوری چکمه خطرناکتر است!" 


¤ نوشته شده توسط sabzandish در يكشنبه 8 آذر 1388 ساعت 05:52
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)
شبکه جنبش راه سبز (جرس): آيت الله العظمي منتظري از مراجع حامی جنبش سبز با اشاره به حوادث پس از انتخابات و برخوردهاي تند و خشن توسط‏ ‏نيروهاي انتظامي و برخي از نيروهاي بسيج گفت: فلسفه تشكيل بسيج ،‏ ‏بسيج در راه خدا بود نه بسيج در راه شيطان

‏ ‏به گزارش سایت این مرجع تقلید شیعه، همزمان با عيد سعيد قربان آيت الله العظمي منتظري طي سخنان كوتاهي در جمع علاقه منداني كه براي‏ ‏ديدار با معظم له گرد آمده بودند ضمن اشاره به فرمان الهي به حضرت ابراهيم براي ذبح حضرت‏ ‏اسماعيل ، عيد قربان را فرصتي براي قرباني كردن "نفس شيطاني " توصيف نمودند; و نفس انسان را با‏ ‏توجه به آيات قرآن داراي چهار مرتبه دانستند:

‏ ‏مرتبه اول نفس اماره است كه فرمانده كل قوا نفس انسان است كه به بدي ها و شرور انسان را‏ ‏وسوسه مي‎كند. در مرتبه دوم نفس لوامه است كه در قبال گناهان انسان بي تفاوت نيست و پس از‏ ‏انجام گناه انسان را ملامت مي‎كند.

‏ ‏معظم له در توضيح اين مرتبه نفس ، ضمن اشاره به حوادث خشونت بار پس از انتخابات و‏ ‏برخوردهاي خشن نيروهاي امنيتي و نظامي با مردم كه گاه برخي نيروهاي بسيج هم در آن شركت‏ ‏داشته اند، اين اعمال خشونت آميز با معترضين را خلاف شرع و قانون دانسته و ضمن طرح‏ ‏پرسش هايي خطاب به كساني كه مردم را مورد ضرب و جرح قرار دادند، فلسفه تشكيل بسيج را‏ ‏بسيج در راه خدا دانستند نه بسيج در راه شيطان. و تمامي كساني كه به دست مأموران كتك خورده اند حتي اگر‏ ‏خراشي به بدن آنها وارد شده باشد را داراي ديه دانسته و فرمودند: زدن مردم به چه مجوزي ؟! آيا هر‏ ‏كس مرا قبول ندارد بايد كتك بخورد؟!



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در يكشنبه 8 آذر 1388 ساعت 03:32
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

¤ نوشته شده توسط sabzandish در چهارشنبه 29 مهر 1388 ساعت 06:11
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (3)

پس از کودتای 22 خرداد برهمگان معلوم شد که همه رجزخوانی ها درباره بسیج 20 و 30 میلیونی تنها یک جنگ روانی با مردم بوده است. حتی برای جمع کردن 40 – 50 هزار نفر برای تظاهرات به نفع احمدی نژاد نیز سپاه نتوانست نیرو بسیج کند. یعنی بسیجی در کار نبود که به خیابان آورده شود. از این پس بسیج یعنی همان دسته های دانشجوئی که با رانت نظامی و سهمیه سپاه وارد دانشگاه ها می شوند. همه امید را به آنها بسته اند، اما تجربه نشان خواهد داد که همین نیرو نیز، علیرغم همه امتیازهائی که به آن داده می شود، در دراز مدت تحت تاثیر شرایط و مناسبات با دیگر دانشجویان، از سپاه و فرامین آن فاصله خواهد گرفت و قبل از اینکه بسیجی باشد، دانشجو می شود!



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در سه شنبه 28 مهر 1388 ساعت 03:54
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

آیا نرگس کلهر هم تحت تاثیر فیلم ها این کار را کرده است؟ به نظر من که حتما همین طور است. وقتی شهدا تحت تاثیر فیلم های وسترن به آغوش شهادت و مرگ رفته اند، پس دختر مشاور عالی احمدی نژاد هم تحت تاثیر فیلم هایی مثل “شیرینی آمریکایی” ، ماه Mojave یا Foxfire یا Hardcore به غرب پناهنده شده اند!؟

به اعتقاد من که جناب کلهر باید مرور کند که چه فیلم هایی دخترش دیده است که به فکر این کار افتاده است؟! خودش را هم گول نزند، کاری مثل کاری که دخترش انجام داده است کاری نیست که در یک سال به آدمی القاء گردد. ماجرا ریشه دار تر از این حرف هاست. جناب کلهر همون موقع که نوار ویدئو قاچاقی نگاه می کردی باید فکر اینجا هاش رو می کردی!

این ماجرای پناهنده شدن نرگس کلهر خیلی مسئله مهمی است به خصوص که نشان وجود آزادی در ایران این روزهاست. آزادی آن هم از نوع مطلق! البته اینکه در یک چنین جامعه آزادی چرا فیلم های کوتاه یک دختر جوان که اتفاقا دختر یک مشاور عالی مقام کشور است، تاکنون نمایش داده نشده اند جای سئوال دارد؟

من فکر می کنم مهدی کلهر که یک سال است دخترش را ندیده است (پدری سنگدلی است، نه؟) با این بهانه های الکی نمی تواند از زیر فشار این اقدام دخترش فرار کند ولی به احتمال زیادتر بازهم این دلیل مسخره وجود آزادی مطلق را تکرار خواهد کرد. از دو حالت خارج نیست: یا جناب کلهر مثل رئیس شان دروغ های خود را باور کرده اند! یا مثل رئیس شان ملت را احمق فرض کرده اند!

پی نوشت: قصد من در این نوشته صرفا کوبیدن جناب مهدی کلهر پرمدعا بود و اصلا قصد ناراحت کردن خانم نرگس کلهر و سایر اقوام شان را نداشته ام. به اعتقاد من نرگس کلهر یک عمل شجاعانه و اثرگذار انجام داده است و خدمت بزرگی به ایران و جهان نموده است. امیدوارم این شروع تازه اش بسیار پربار باشد.

در ضمن هر شش فیلمی که نام بردم به نظر من فیلم هایی زیبا و باحالی هستند به خصوص مجموعه شیرینی آمریکایی!


¤ نوشته شده توسط sabzandish در پنجشنبه 23 مهر 1388 ساعت 06:51
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

در راستای آزادسازی پاسور که پس از آزادسازی خرمشهر مهمترین رویداد فرهنگی قرن 22 محسوب میشود و در پهنای آنکه از هر چیزی خوب پول دربیاید متعاقباً با شرع هم بالاخره یکجوری جور درمی آید حتماً ، در اینجا و به جهت رفع نگرانی شما عزیزان اقدام به جمع آوری تعدادی استفتاء از یکی از مراجع معتبر که وجداناً هیچ وابستگی به بیت و اینجور جاها ندارد نمودیم که در زیر می آید :


 

استفتاء اول : جسارتاً با توجه به اینکه ماهی ازون برون فلس ندارد لذا از وقتی که حلال شده ما نفهمیدیم آخر که از کجا تا کجاش را میشود خورد . لطفاً باید چه خاکی سرمان بریزیم ؟

جواب : اشهد ان لا اله الا همینی که هست . اظهر مبین در آن است که از وقتی ازون برون شد کیلوئی صد هزار تومن ما گشتیم دیدیم اتفاقاً دم کون نامبرده یک پولک گنده وجود دارد که چون دانشمندان به اینجور جاها کاری ندارند در صورتیکه ما به جائی غیر از اینجور جاها کار نداریم لذا قبلاً مشاهده نشده بود که الآن مشاهده شد . حالا شما بجای گشتن جاهای نامربوط ناموس بحر خزر برای مشاهده یک عدد پولک برو واحد پشتیبانی لشکر ذوالفقار سلام برسان بگو خاویار هم بتو بدهند ... ضعیفه ی ازون برون از همانجای خوبی که فلس مشاهده میشود تخم میکند یکی انقد !



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در سه شنبه 21 مهر 1388 ساعت 07:55
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

کشتار سال ۶۷
مهاجرانی: اشتباه کردیم، سکوت کردیم!

• وزیر پیشین ارشاد، سکوت روشنفکران حکومتی در مورد کشتارهای سال ۶۷ را مورد انتقاد قرار داده است ...

عطالله مهاجرانی سکوت روشنفکران حکومتی در برابر کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را اشتباه خواند و از آیت الله منتظری که در آن موقع به این کشتارها اعتراض نمود، تجلیل کرد. در جریان این کشتارها، چندین هزار نفر از زندانیان سیاسی وابسته به گروه های چپ و مجاهدین به فرمان آیت الله خمینی اعدام شدند. علیرغم آن که بیش از بیست و یک سال از این کشتارها می گذرد، هنوز بخش اعظم روشنفکران و اصلاح طلبان وابسته به حکومت، همچنان به سکوت خود در برابر این کشتارها ادامه داده و حتی با افشاگری در مورد آن مخالفت می کنند.

عطالله مهاجرانی در مقاله ای که در سایت جنبش راه سبز تحت عنوان «ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها...» منتشر شده و به حمایت از آیت الله دستغیب اختصاص دارد، از جمله نوشته است:



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در يكشنبه 19 مهر 1388 ساعت 06:12
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)
مهاجرانی در گفت و گو با جرس:  به جای پاسخگویی رهبری به خبرگان، خبرگان به رهبری پاسخگو شده اند
خلاصه:
بسیاری از دلسوزان نظام به این نکته معترفند که غفلت سی ساله ازعلائم "بیماری خودکامگی"، امروز جمهوری اسلامی را زمین گیرکرده است. عطاء الله مهاجرانی که در دولت اصلاحات، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و پیش از آن نیز سمت هایی چون معاونت ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس را بر عهده داشته، ازشیوه های برخورد با دولت مرحوم مهندس بازرگان به عنوان نمونه های این غفلت یاد می کند ومی گوید: "ما آن موقع گمان نمی کردیم که این روش ها، استبدادی است". مهاجرانی همچنین در مصاحبه با "جرس"، مجلس خبرگان رهبری را یک مجلس تشریفاتی می خواند.

فرید ادیب هاشمی:

 بسیاری از دلسوزان نظام به این نکته معترفند که غفلت سی ساله ازعلائم "بیماری خودکامگی"، امروز جمهوری اسلامی را زمین گیرکرده است. عطاء الله مهاجرانی که در دولت اصلاحات، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و پیش از آن نیز سمت هایی چون معاونت ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس را بر عهده داشته، ازشیوه های برخورد با دولت مرحوم مهندس بازرگان به عنوان نمونه های این غفلت یاد می کند ومی گوید: "ما آن موقع گمان نمی کردیم که این روش ها، استبدادی است". مهاجرانی همچنین در مصاحبه با "جرس"، مجلس خبرگان رهبری را یک مجلس تشریفاتی می خواند. او به سئوال های ما در باره ی تصمیم آیت الله خامنه ای به "خانه تکانی" در حاکمیت، رادیکالیسم در جنبش سبز، جدا شدن بخشی از نهاد روحانیت از حکومت و گزینه های جمهوری اسلامی برای مقابله با مطالبات مردمی نیز پاسخ می گوید. مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید.


   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در جمعه 3 مهر 1388 ساعت 06:44
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

خامنه ای مگر شطرنج و ماهی ازون برون و ...حرام نبود و حلال نشد، چه تضمینی هست که با بمب اتم این کار را نکنید!

فقه شیعه و مرجعیت در بعضی زمانها فتواهایی صادر کرده اند و بعضی مسائل را حرام کردند و برخی دیگر را حلال کردند که با عقل بسیاری از مردم دوران مذکور هیچ تناسبی نداشت. مسئله ای که مسلم است دلایلی هم که برای این حلال و حرام کردنها آورده میشود ارائه یک سری احادیث و ادله خاص است که فقط خودشان از آن سر در میاورند. در این بین و در حالی که دنیا در برابر فعالیتهای اتمی ایران نگران است میگویند که استفاده از بمب اتم حرام است! حال اگر بنا به مقتضیات زمان و فقه به اصطلاح پویای تشیع حرمت این مسئله از میان برداشته شود آن وقت چه چیزی دستگیر کشورهای معترض میشود. اصلا آمدیم و خامنه ای در تحت هیچ شرایطی حرمت بمب اتم را برنداشت، گیرم وقتی که او از دنیا برود شخص دیگری که جایگزین وی شود به چنین حرامی معتقد نباشد. آیا در آن زمان روسای جمهور کشورهای مختلف باید تشریف بیاورند به حوزه و با رهبر جدیدمان بحث طلبگی کنند؟ دنیا از شما تضمین میخواهد و شما استفتا به آنها تحویل میدهید؟! احتمالا در جواب این نوشته هم عده ای از دوستان مسلط به علوم حوزوی میگویند که اصلا نویسنده از این بحثهای فقهی سر در نمیاورد و چند نکته اشتباهی که نوشته شده است را گوشزد میکنند. برادر و خواهر من این چه تضمینی است که جز اندک کسانی از مبناهای فکر یو تحلیلی این تضمین سر در نمیاورند؟

¤ نوشته شده توسط sabzandish در جمعه 3 مهر 1388 ساعت 06:20
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

برای آنان که شاید تجسمی از پر بودن سالن سازمان ملل ندارند

شما چه نتیجه ای میگیرید؟
¤ نوشته شده توسط sabzandish در جمعه 3 مهر 1388 ساعت 06:08
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

پیروان شما با تقلید و کپی از افکار و رفتار شما، همه مفت خور، گردن کلفت ،گدا صفت و انگل اجتماع شده اند. پیروان شما، همه خود فروش و خائن به ایران و ایرانی هستند ، حلال و حرام را نمی شناسند، و درست و غلط برایشان معنی ندارد و در تقیه و دروغ استادند

 تاریخ نشان داده است که پیروان یک رهبریت، همیشه سعی بر این دارند که از نظر روحی ، فکری ، اخلاقی و عقیدتی، دنباله رو و مقلّد رهبر خود باشند و با اوهمراه و همگام شوند. آقای خامنه ای، پیروان شما ثبت را با سند برابر نموده اند تک تک پیروان شما در این مهم ، ماهرانه عمل کرده اند و ثبت را با سند برابر نموده اند.


   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در پنجشنبه 2 مهر 1388 ساعت 04:03
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

قابل توجه جوانان بيكار: اگر از تنهايي رنج مي بريد. اگر مشكل جنسي داريد. اگر مشكل رواني داريد. اگر پدر شما سپاهي است. اگر عقده ي حقارت داريد. اگر عشق لات بازي داريد. ولي زورتان به كسي نمي رسد. اگر از نظافت بيزاريد. اگر چند ساله كنكورمي دهيد ولي دانشگاه قبول نمي شويد. همه و همه با سهميه بسيجي امكان پذيره ...

امروز ثبت نام كنيد فردا تجاوز كنيد (انتخاب با شماست)


¤ نوشته شده توسط sabzandish در دوشنبه 30 شهريور 1388 ساعت 05:02
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

وطن یعنی عرب را چاق کردن... معلم های خود را داغ کردن... وطن یعنی خرید تاید و شامپو... وطن یعنی رئیس جمهور هالو... وطن یعنی صف نون و صف شیر ... وطن یعنی همش درگیر درگیر... وطن یعنی همین بنزین، همین نفت.. همین نفتی که توی سفره ها رفت ... وطن یعنی که اصلاحات "چینی"... وطن یعنی که روی خوش نبینی ... وطن یعنی همین آیینه دق ... وطن یعنی خلایق هر چه لایق...


¤ نوشته شده توسط sabzandish در دوشنبه 2 شهريور 1388 ساعت 07:54
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (1)

وزير مخابرات مي‌گه: از قطعی پیامک‌ها بی‌خبرم! وزیر دادگستری می‌گه: از بازداشت‌های اخیر بی‌خبرم! فرماندۀ نیروی انتظامی می‌گه: از برخورد لباس شخصی‌ها با مردم بی‌خبرم! رییس قوۀ قضاییه می‌گه: از اعدام‌های اخیر بی‌خبرم! دادستان تهران می‌گه: از محل بازداشت بازداشت شدگان اخیر بی‌خبرم! سخنگوی شورای نگهبان می‌گه: از تقلب‌های صورت گرفته در انتخابات بی‌خبرم! به نظر شما آقای خامنه‌ای کی اعلام می‌کنه که از خـدا بی‌خبرم؟


¤ نوشته شده توسط sabzandish در يكشنبه 1 شهريور 1388 ساعت 07:22
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (6)

خبر در عین سادگی اما نهایت شقاوت و بی رحمی را نشان می دهد.
در روزهای 21 و 24 تیرماه امسال در حدود صد شهید بدون نام و نشان در بهشت زهرا دفن شده اند!

بله در کشور امام زمان! ، در کشوری ادعای ام القرای اسلام بودنش، گوش فلک را کرده است، ده ها جوان تهرانی آن بدون نام و نشان و تحت تدابیر شدید امنیتی در بهشت زهرا دفن شده اند.

آقایون علما که بارها حسرت عدم حضور در عاشورای حسینی! داشته اید

باور کنید، عاشورا همین جاست، در تهران در بهشت زهرا. همانجایی که جوانهای بی گناه این کشور را تنها به جرم عدالت خواهی زدند، شکنجه کردن، بهشون تجاوز کردن و در نهایت کشتن و بی سرو صدا دفن کردن.

اقایون علما، باور کنید الان وقتشه نشون بدید که واقعا لایق این لقب هستید!

منتظریم تا عزای عمومی را اعلام کنید!


¤ نوشته شده توسط sabzandish در شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 06:55
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)
 پیکر ده ها نفر شهدای جنبش سبز در تاریخ های 21 و 24 تیرماه به صورت مخفیانه و بدون اسم و مشخصات فردی در قطعه 302 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است. این اقدام در حالی صورت گرفته که ده ها خانواده که بستگان شان در جریان راهپیمایی های مسالمت آمیز اعتراض به کودتای انتخاباتی ناپدید شده و مقام های قضائی و امنیتی با گذشت هفته ها حاضر به پاسخ گویی در مورد سرنوشت این افراد نیستند.یکی از پرسنل سازمان بهشت زهرای تهران گفته است در روزهای 21 و 24 تیرماه جنازه هایی بدون نام و مشخصات و تحت تدابیر شدید امنیتی، به این قبرستان منتقل شده و با صدور اجباری جواز دفن برای آن ها در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.

در فهرست جوازهای دفن صادر شده روز 21 تیرماه در بهشت زهرای تهران دستکم 28 جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده و همگی در قطعه 302 به خاک سپرده شده اند، و اقدامی مشابه روز 24 تیرماه نیز 16 جواز دفن با بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده است.

اواسط تیرماه خانواده های برخی از شهدای جنبش سبز از وجود ده ها جنازه در سردخانه ای در جنوب غربی تهران خبر داده بودند، که با تحویل جنازه های منجمد به خانواده ها در روزهای بعدی این خبر نگهداری پیکرهای شهدای جنبش سبز در سردخانه های صنعتی مورد تائید قرار گرفت.

اجساد در سردخانه های پزشکی یا پزشکی فانونی منجمد نمی شوند اما به دلیل اینکه این جنازه های در سردخانه های صنعتی نگهداری شده بودند، اجساد منجمد شده و فرم خود را از دست داده بودند.

پس از رویت جنازه های شهدا در سردخانه های صنعتی و وحشت آمران و عاملان کشتار و سرکوب مردم از انتشار خبر آن، جنازه ها بدون شناسائی به بهشت زهرا منتقل و به خاک سپرده شده اند.مسئولین بهشت زهرا در روزهای اخیر حاضر نشده اند در این مورد توضیحی ارائه کنند و هیچ یک از آن ها حاضر به پاسخگویی در مورد این اجساد و تدفنین مخفیانه شهدای جنبش سبز نبوده اند. با این حال سایت حزب مشارکت اعلام کرده که با همکاری برخی از پرسنل سازمان بهشت زهرا، شماره جواز دفن شهدایی که بدون نام در قطعه 302 به خاک سپرده شده اند را در اختیار دارد و در صورت لزوم منتشر خواهد شد/سایت جرس


¤ نوشته شده توسط sabzandish در شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 06:54
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

چند روز پیش که با خود تنها کرده بودم پس از مدتها، در آن طیاره غول آسا به سمت بلاد کفر بسیار اندیشیدم. اندیشیدم از آنچه بر این دیار کهن ایران تاکنون گذشته، از دیروز از امروز، از آن رای که دادیم و دزدیدند، از آن خونی که بر زمین ریختند، از حرمتهایی که شکستند، از آن بی ناموسیها که کردند و از آنهمه چیزها که خدا میداند، تا به اینجا رسیدم که چه شده سالهاست کسانی چون من قصد دیار غربت میکنند و از آن بر خود مغرورند. بر خود میبالند و بر دوستان و آشنایان فخر میفروشند که فرنگی شدیم و فرهنگ آموختیم.
چندان نگذشت از آن موقع که طیاره به سلامت به زمین نشست تا چند روزی که دوری در این شهر شگفتی ها زدیم تا جواب سوال خود یافتیم. اینجا هوا پاک پاک است مثل دل اکثریتشان که تو را میبینند و لبخند میزنند( یادم آمد از فتاوای علمای اعلم در گذشته های نه چندان دور که این کافران را نجس میدانستند). آری اینجا جوانان نگران از لباسشان یا موی سرشان نیستند یا آنقدر بکن نکن نمیشنوند که روانپریش شوند. اینجا قلب جوانانشان نشانه نمیگیرند و مغزشان را اگر نتوانستند فرار کنند پخش خیابانها نمیکنند یا مردم بدنبال رای شان سر از کهریزک در نمیاوردند. اینجا جوانان را در زندان به دست جلادان نمیسپارند تا اگر جلو و عقبشان را یکی کردند بروند چهار شاهد عادل پیدا کنند که بتوانند مدعی شوند، یا اگر مادران و پدران جوانانشان را گم کردند زودتر بفکر مراسم کفن و دفن باشند اگر جناره فرزندانشان را پیدا کردند.



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 06:51
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

¤ نوشته شده توسط sabzandish در چهارشنبه 28 مرداد 1388 ساعت 06:23
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

پارلمان نیوز:میرحسین موسوی با نگارش نامه ای خطاب به مهدی کروبی نسبت به اهانت های صورت گرفته به وی در روزهای اخیر به شدت انتقاد کرده و نوشته است:"نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاه‌ها با زندانيان صورت گرفته است ،رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز مي‌دهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اصلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند"

پس از آنکه مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی و از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری طی نامه ای خطاب به هاشمی رفسنجانی از تجاوز جنسی به برخی دختران و پسران بازداشت شده در جریان حوادث پس از انتخابات در بازداشتگاهها خبر داد ،مورد آماج اهانت از سوی برخی جریانات اصولگرا و ائمه جماعات قرار گرفت.مهندس موسوی با نگارش نامه ای نسبت به این رفتار ها با مهدی کروبی واکنش نشان داده است.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام (ره)مجلس متن کامل نامه به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحيم
 
برادر گرامي حضرت حجت الاسلام و المسلمين كروبي
با سلام  جاي تاسف است كه در نظام اسلامي ما متصديان چندان بي‌طاقت شده‌اند كه حتي تذكر را تاب نمي‌آورند. تذكر از سوي چه كساني؟ از سوي برادرانشان، از سوي كساني چون شما كه عمرشان را صرف انقلاب و نظام اسلامي كرده‌اند.
نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاه‌ها با زندانيان صورت گرفته است رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز مي‌دهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اطلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند و حكومت بخش كوچكي از نظام و دولت بخش كوچكي از حكومت و مجموعه افرادي كه اين‌گونه رفتارهاي غير انساني را مرتكب شده‌اند تنها بخش كوچكي از كارگزاران اجرايي كشورند.
از كساني كه در زندان‌ها مورد تعدي و تجاوز قرار گرفته‌اند مي‌خواهند كه چهار شاهد عادل با شرايط ويژه ارائه كنند. آيا آنان براي بازداشتن دست خود از گناه هم چهار شاهد مي‌طلبند؟ اينهايي كه مرتكب جرم شده‌اند ايادي حكومت بوده‌اند. آيا حكومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چه مي‌كنند؟
سخن از دلجويي آسيب ديدگان حوادث اخير گفته مي‌شود. به راستي اين آسيب‌ها چگونه التيام خواهد يافت وقتي كه منكر اصل وقوعشان مي‌شوند و با تهديد و ارعاب ستم‌ديدگان را به سكوت و انصراف از تظلم وادار مي‌كنند؟ دلجويي با پول و زور ممكن نيست بلكه با رسيدگي سريع، صريح و دقيق به دادخواهي آنها و خانواده‌هايشان ممكن است. 
به راستي وظيفه ايماني و انساني يك روحاني انقلابي كه با گزراش‌ها و مراجعات مكرر قربانيان چنين جناياتي روبرو شده است آيا جز كاري است كه شما انجام داده‌ايد؟ انتظار از روحانيت اسلام آن است كه در ابلاغ رسالت‌هاي الهي كه بر دوش او قرار دارد از خدا بترسد و از زورگويان و دروغ‌زنان و متجاوزان، از تهديدها و تضييق‌ها و از هيچ چيز ديگري جز خدا نترسد. در اين روزگار كدام رسالت الهي سنگين‌تر از آن است كه به صريح‌ترين لهجه اسلام را از فجايعي كه رخ داده است و رخ مي‌دهد تبرئه كنيم. اين رسالتي است كه انجام آن جز از روحانيت متعهد بر نمي‌آيد، و اگر در انجام آن كوتاهي شود نخستين گروهي كه از بابت آن ملامت خواهند شد آنان خواهند بود.
عجبا اگر كساني به جاي پرداختن به اين مسئوليت تاريخي به راحتي بر روي آنچه انجام گرفته است چشم بپوشند، به صورتي كه گويي انجام آن اعمال ناشايست بخشي از وظايف نيروهاي امنيتي بوده است، و تنها گناه نابخشودني و سزاوار واكنش آگاه كردن مردم از اين فجايع است.
اينجانب به سهم خويش از شجاعت و تعهد شما تشكر مي‌كنم و اميدوارم تلاش‌هاي شما با همصدايي ديگر استوانه‌‌هاي روحانيت مبارز تقويت شود.
 
برادر شما – مير حسين موسوي
27/5/88


¤ نوشته شده توسط sabzandish در چهارشنبه 28 مرداد 1388 ساعت 04:56
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

۱- حسین سیب سرخی متولد 54 تحصیلات سیکل، مداح خصوصی بیت رهبری و قمه زن معروف تهران، مداح جوانی است که در سال 77 به علت دستگیری در خانه فساد به جرم اینکه با نام مامور قلابی قصد اخاذی داشت به 2 سال زندان محکوم شد، اوج معروفیت او به سال 80 می رسد. از آن سال به بعد نوچه حسین سازور و منصور ارضی شد. او همواره به عنوان سر تیم عملیات لباس شخصی ها بوده است و تنها قمه زنی است که رهبر با ایشان ارتباط دارد. از نیرو های ایشان می توان به مصطفی خیریان مشاور ایثارگران احمدی نژاد و سجاد صابری ظفر قندی (برادر زاده قاضی ظفر قندی ) اشاره کرد. دو برادر دیگر او مجید و سعید (معتاد) هم از سردمداران لباس شخصی ها هستند

حسین سیب سرخی متولد ۵۴ تحصیلات سیکل

حسین سیب سرخی متولد ۵۴ تحصیلات سیکل

 

۲- احد قدمی داماد پروین احمدی نژاد متولد ۶۰ ، تحصیلات سیکل، اخراجی حوزه علمیه آقای مجتهدی به جرم لواط ، اخراجی سپاه انصار و حراست ایران خودرو به جرم دریافت رشوه، در دولت احمدی نژاد مدیرکل حراست شهرداریها و دهیاریها کل کشور شد

 

احمدی نژاد و باجناقش احد قدمی از مداحان معروف

احد قدمی از مداحان معروف و دایی همسرش



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در چهارشنبه 28 مرداد 1388 ساعت 04:50
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

آقای خامنه‌ای شرایط قانونی رهبری را از دست داده است

جمعی از علما و فضلای حوزه‌های علمیه قم، اصفهان و مشهد در نامه سرگشاده‌ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری دغدغه‌های خود را با ایشان در میان گذاشته‌اند و خواستار ارزیابی صلاحیت‌های آیت الله خامنه‌ای برای ادامه رهبری جمهوری اسلامی شده‌اند.پس از انتخابات 22 خرداد و وقایع بعد از آن بدنبال حمایت تمام‌قد آیت الله خامنه‌ای از نتایج اعلام شده انتخابات و خطبه‌های تاریخی ایشان در نماز جمعه 29 خرداد و سرکوب‌های خونین خیابانی و بازداشت گسترده فعلان سیاسی منتقد و شکنجه بازداشت شدگان در زندان‌های گاه ناشناس و کشته شدن برخی از بازداشت‌شده‌ها موجی از نارضایتی در میان اقشار مختلف مردم بویژه روحانیون و فقها و مراجع برخاست. فتاوای تاریخی 19 تیر آیت الله العظمی منتظری، نامه‌های آیت الله طاهری اصفهانی، اظهارنظرهای فقهی آیت الله بیات زنجانی، نامه نمایندگان ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی و بیانیه اخیر آیت الله سید علی محمد دستغیب نمونه‌های از این اعتراضات رو به گسترش است. به نظر نویسندگان روحانی این نامه، شرائط تدبیر و عدالت رهبری در چند ماه اخیر نقض شده و ایشان با توجه به مبانی فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران خودبه خود معزولند. منتهی به لحاظ طی مراحل قانونی مجلس خبرگان می‌باید به عنوان نمایندگان عالی مردم به مفاد اصل 111 قانون اساسی درباره عزل رهبری عمل کنند. اسامی امضاکننده‌های این نامه مهم به دلیل خفقان و سرکوب شدید داخل کشور و خطر جانی آنها به تقاضای خود امضاکننده‌ها منتشر نمی‌شود. اما پس از احراز وثاقت نامه به انتشار آن مبادرت شد. متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در سایت "جرس" منتشر شده به این شرح است:



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در دوشنبه 26 مرداد 1388 ساعت 01:30
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (1)

من برای کشورم چه کاری می توانم انجام دهم؟
حتی اگر توان حضور در تجمعات و تظاهرات را ندارم می توانم کارهایی را برای آزادی کشورم انجام دهم می توانم با انجام همه یا برخی از کارهای زیر به هم وطنان زندانی خودم کمک کنم.
** می توانم دیگر از طریق همراه اول و ایرانسل پیام کوتاه ارسال نکنم.
** می توانم کالاهایی که از طریق صدا و سیما تبلیغ می شوند نخرم..
** می توانم دیگر روزنامه های کیهان, جام جم, ایران و وطن امروز نخرم.
** می توانم کالاهای شرکت هایی که در روزنامه های کیهان, جام جم, ایران و وطن امروز تبلیغ می کنند نخرم.
** می توانم با خارج ساختن پولم از موسسات مالی اعتباری مهر, انصار, قوامین, سینا و بانک های سرمایه, کشاورزی, پاسارگاد و ملت آنها را که به مافیای اقتصادی خامنه ای و هوادارانش تبدیل شده اند تضعیف کنم.
* می توانم با شعارنویسی یا حتی کشیدن نماد پیروزی به شکل عدد هفت ( V) روی اسکناس ها, دیوارها, کیوسک های تلفن, و.....پیام زنده بودن جنبش سبز را در دل و جانم به همه اعلام کنم.
**می توانم دیگر در صندوق های صدقاتی که به جیب موتلفه وصل است پول نریزم و کمک هایم را به مستحق شناخته شده تقدیم کنم.
** می توانم با ارسال اخبار و اطلاعات از طریق ایمیل, شب نامه, شفاهی باعث روشن شدن ذهن همه مردم در شهرها و روستاها شوم.
** می توانم با همسایه یا همکار بسیجی ام صحیت کنم و او را از وضعیت اسفبار مردم آگاه کنم.
** می توانم با پدر یا بردارم که در نیروی انتظامی یا سپاه خدمت می کند صحبت کنم و آنها را به سوی مردم دعوت کنم..
** می توانم با یک ماژیک ساده شب موقع برگشتن به منزل تابلویی را که نام کوچه روی آن درج شده به نام شهید و نماد جنبش ندا آقا سلطان تغییر دهم.

** می توانم اخبار تجمعات را به دوستانم اطلاع دهم.
** می توانم با تحریم بورس منابع مالی خود را از این بازار بیرون بکشم.
** می توانم شبها با شعار الله اکبر خواب را از سر بسیجیان خارج کنم.
** می توانم با شرکت در اعتصابات یا عدم انجام کار در محل کار مانع پیشبرد اهداف حکومت شوم.
** می توانم سایت های دولتی را تخریب و هک کنم.
** می توانم اگر در خارج کشور هستم به برنامه های زنده تلویزیون حکومت زنگ بزنم و آنها را سرزنش کنم.
** می توانم اسامی زندانیان و شهدا را به مراجع و خبرگزاری های بین المللی اطلاع دهم.
** می توانم دیگر گوشی های نوکیا و زیمنس را نخرم.
** می توانم این ایمیل را برای حداقل 50 نفر ارسال کنم.نتیجه دو اقدام بزرگ ملی
 فروش نوکیا نصف شد به تایید مغازه داران ، بازار و اعتماد ملی
 رکود در آگهی های صدا و سیما به تایید حیات نو و تابناک
فقط جمهوري سكولار و دموكراتيك ايراني

پاينده باد ايران


¤ نوشته شده توسط sabzandish در شنبه 24 مرداد 1388 ساعت 08:29
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (4)

تجاوز به زندانی سیاسی، از آن جمله شکنجه های جسمی است که روح زندانی را نیز شکنجه میدهد. این شکنجه، پس از کودتای 28 مرداد نیز بصورت استعمال "باتوم" بارها افشاء شده بود. آنچه که اکنون از آن صحبت می شود و سابقه آن حداقل به حوادث 10-12 سال اخیر باز می گرد، تجاوز مستقیم به زندانی است. یعنی یا بازجو و شکنجه گر و یا زندانیان سابقه دار و مجرم، برای درهم شکستن مقاومت زندانی و وادار کردن او به هر آنچه بازجو می گوید به زندانی تجاوز می کنند. چه زندانی زن و چه زندانی مرد.

نه تنها زهرا کاظمی و دکتر زهرا بنی یعقوب هر دو قربانیان این شکنجه در زندان اوین و زندان سنندج بودند، بلکه شاهدان فراوانی وجود دارند که میدانند به شماری از دانشجویان که در حوادث 18 تیر بازداشت شدند و یا دانشجویانی که در ابتدای ریاست جمهوری احمدی نژاد و بعنوان دانشجویان چپ دستگیر شدند و یا تحت عنوان وبلاگ نویسان به زندان افتادند،  در زندان به آنها تجاوز شد تا به جرمی که قاضی مرتضوی و یا قاضی بخشی سناریو کرده بودند اعتراف تلویزیونی بکنند. یعنی اگر شکنجه گر و یا بازجو هم به آنها تجاوز نکرد، آنها  را به بند مجرمینی منتقل شدند که تابع دستورات رئیس بند و رئیس زندان اند. زندانی سیاسی نیز چون جرم سیاسی درجمهوری اسلامی تعریفی ندارد و به رسمیت شناخته نشده، مانند هر زندانی دیگری قابل انتقال به هر بندی است.



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در شنبه 24 مرداد 1388 ساعت 08:18
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)

گروه سياسي: كروبي نامه‌اي نوشت، نامه‌اي كه از ‌هاشمي رفسنجاني درخواست كرده بود تا اخبار و مستنداتي كه درباره اتفاقات داخل بازداشتگاه كهريزك وجود دارد را بررسي كند و از مسوولان نظام بخواهد كه اين موضوع را پيگيري كنند. نامه‌اي كه از روي احساس وظيفه و نگراني نسبت به آنچه مي‌گذرد نوشته شده بود. يك روز پس از انتشار نامه‌اي كه پس از 10 روز از تولدش منتشر شده بود علي لاريجاني رئيس مجلس اعلام كرد كه اين نامه رسيدگي خواهد شد، ولي هنوز يك روز بيشتر از چنين خبري نگذشته بود كه همان علي لاريجاني اولين ساعت صبح روز بعد از تريبون مجلس محتواي نامه را كذب محض خواند و بروجردي مستندات آن را تلفن‌هاي خوانندگان روزنامه اعتمادملي عنوان كرد. پس از آن اعتراضاتي كه نسبت به انتشار چنين نامه‌اي از سوي اصولگرايان آغاز شده بود شدت گرفت و اين رسانه‌هاي تندروي اصولگرا از جمله خبرگزاري فارس و سايت رجا نيوز بودند كه در كنار رسانه ملي حملات تندي را عليه مهدي كروبي آغاز كردند، هرچند كه آنها از هيچ كوششي دريغ نكردند تا انتشار اين نامه را بهانه‌اي براي تخريب چهره كروبي قرار دهند. اين درحالي بود كه هيچ گونه تحقيقي صورت نگرفت تا مشخص شود كه آيا كروبي واقعا بر اساس مستنداتي اينچنين نامه‌اي را نوشته است؟! البته دادستان كل كشور در تماس تلفني خود از رسيدگي به اين نامه از سوي‌هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه خبر داد و گفت كه به دستور او نفراتي ‌نزد كروبي مي‌آيند تا مستندات وي را دريافت كنند.



   ادامه مطلب...
¤ نوشته شده توسط sabzandish در شنبه 24 مرداد 1388 ساعت 06:00
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)
{ صفحه قبل } { صفحه 1 از 4 } { صفحه بعد }
خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
آلبوم عکس
تماس با من
درباره من
دوستان
اضافه به علاقه مندی ها
صفحه خانگی شود
درباره وبلاگ
آفلاين

نوشته های پیشین
حذف لایه به لایه
دولت نامشروع؛ زمین حاصلخیز قدرتهای دست دوم
بسیج چه بود؟
دیکتاتوری نعلین ، هزاران بار از دیکتاتوری چکمه خطرناکتر است اما امروز نعلین در چکمه است . چه شود !
آیت الله العظمی منتظری: قرار بود بسیج در راه خدا باشد نه در راه شیطان
انتر
بسیج منحل شد : اما نمی خواهند رسما اعلام کنند
جناب کلهر دختر شما از کدام نوع فیلم دیده بود که از آزادی مطلق فرار کرد؟
کارخانه پاسور ثار الله بدست توانمند سپاه افتتاح شد !
مهاجرانی: اشتباه کردیم، سکوت کردیم!
مهاجرانی در گفت و گو با جرس: به جای پاسخگویی رهبری به خبرگان، خبرگان به رهبری پاسخگو شده اند
خامنه ای دروغگو با توام - لجن
برای آنان که شاید تجسمی از پر بودن سالن سازمان ملل ندارند
نامه سر گشاده به آقای خامنه ای
مرگ بر خامنه ای کثافت
وطن
مرگ بر خامنه ای
آهای علمای عظام! پس کی عزای عمومی اعلام می کنید!؟
افشای دفن مخفیانه دهها جان باخته بی نام و نشان در بهشت زهرا
خامنه ای براستی شاگرد ممتاز خمینی است. چرا ما آنقدر ساده ایم که خمینی را تافته جدا بافته میدانیم؟
ا.ن
میرحسین موسوی طی نامه ای خطاب به کروبی نوشت:نامه شما رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است/اين همه دستپاچگي از خبرهاي وح
نام ۵ مداح معروف تهران در فهرست سازمان‌دهندگان لباس‌شخصی‌ها
درخواست جمعی از علمای قم، مشهد و اصفهان از مجلس خبرگان برای ارزیابی دوباره صلاحیت رهبر نظام
من برای کشورم چه کاری می توانم انجام دهم؟ حتی اگر توان حضور در تجمعات و تظاهرات را ندارم
در جمهوری اسلامی به دو دلیل آشکار به زندانی سیاسی تجاوز می شود
كروبي: سكوت هرگز
سنگی که دست فلسطینی بود نشانه مظلومیت شد! سنگی که دست ایرانی است نشانه شورش است؟!
محمود، استعفا بده برو! نوشته ای از بهزاد نبوی
تمام پیش بینی های که خاتمی برای خودش می کرد برای یار دیرینش میرحسین موسوی محقق شد.
موضوعات
نویسندگان
ایرانی آزاد ایرانی آزاد
پیوندها
قلم نیوز
شهر من انزلی
انزلی بلاگ
ملوانیها
فروشگاه آنلاین
فروش هاست و دامنه
دوستان
ياهو
<%YahooID%>
خبرنامه
برای عضويت در خبرنامه لطفا" ايميل خود را وارد کنيد:

جستجو

آماروبلاگ
امروز: سه شنبه 20 بهمن 1388
نظرات: 45
نوشته ها: 88
بازديد امروز: 8
بازديد ديروز: 5
کل بازديدها: 9394

RSS

POWERED BY
AnzaliBlog.com